Archive for the 'دل‌نوشته' Category



الحمدلله

Published on ۱۰:۳۴ ق.ظ

یا علی…. مددی پدر: بیمارستان مادر: تنها بچه ها: سرماخورده …. من: کُند، پژوهشها تلمبار و امتحان و درس نخونده خیال ناراحت و دل نگران و … لابد زبونم لال «افتاده» بدتر از همه اینترنت خراب، البته از نوع پر سرعتش وای


السلام علیک یا اباعبدالله

Published on ۵:۵۸ ب.ظ

واینک جسم قطعه قطعه حسین در صحرای نینوا آزادگی را تا اعماق تاریخ فریاد می کند و سر خونینش بر بالای نی آواز قرآن را در تاریخ می پراکند. غروب شام غریبان را، کودکان رنج دیده و پراکنده در بیابان را، دل پر درد زینب را….. بیا مسلمان باشیم نه مسلمان نما بیا تا قرآن [...]


سال تحصیلی جدید

Published on ۱۱:۴۸ ق.ظ

شروع سال تحصیلی جدید به همه دانش پژوهان گرامی از خرد و کلان مبارک باد. شروع سال تحصیلی جدید برای ما که همراهه با تلمبارشدن یک عالمه کار عقب افتاده، با توکل به خدا دل به دریا می زنیم ایشالله خدا دستمونو بگیره.


آرزو

Published on ۱۲:۲۰ ق.ظ

بعضی وقتها به جدول حسودیم می‌شود. کاش جای جدول روزنامه بودم ، که کسی به خانه‌های خالی دلم با شوق زل می‌زد و با بهترین چیزی که داشت (قلم سیاه، قلم آبی، قلم زندگی، قلم عشق) پُرش می‌کرد… لااقل کاش خودم رو بفهمم. نه کاش قلمِ عشق و محبت در دست می‌گرفتم و خانه‌های خالی [...]


برای تولد علی جون

Published on ۲:۴۹ ب.ظ

پسرم به گل میمونه دعای فرج می‌خونه دست می‌زنیم ما براش شادی بیاد تو چشماش


نامه ای به ملیکای عزیزم

Published on ۹:۵۴ ب.ظ

ملیکا جان سلام نامه ات را خواندم،‌خیلی هم خوشحال شدم که برایم نامه نوشتی. باشه عزیزم از این به بعد سعی می کنم بروم سرجایم بخوابم تا مریض نشوم. ملیکا جان من هم تورا خیلی دوست دارم. اما یه چیزی، میدانی، من دوست دارم شبها زود بخوابم و صبح زود هم بیدار شوم، و چون [...]


امام جمعه

Published on ۱۱:۵۷ ق.ظ

این روزها یزد جای خالی صدوقی را با جان احساس می کند. هنوز هم بادیدن عکسهای ایشان بی اختیار اشکم سرازیر می شود. ایکاش عقلانیت و طمئنینه او را دیگران هم داشتند. به قول رهبر معظم او تمام عقلانیت را از پدر بزرگوارش به ارث برده بود. روحش شاد باد.


تأسف

Published on ۷:۴۷ ق.ظ

چگونه فاکتورهای نجات را از دست می دهیم، دانه به دانه و مورد به مورد. خدایا از این سراشیبی تو خود ما را نجات ده. نمیفهمم … چرا چشمهامان را باز نمی‌کنیم؟ چرا خودمان را فریب می‌دهیم؟‌آخه چرا؟


درد دل

Published on ۳:۲۱ ب.ظ

سلام بر روح بلندت ای امام عزیز کاش جرعه ای اخلاص، اندکی ایمان، ذره ای شجاعت تو را داشتیم، کاش… دلم هوای آن روزهارا دارد. کاش یک جرعه نفس در هوایت می کشیدم. تو مارا از ذلت به بالا کشیدی و چه زود ما را ترک کردی در حالیکه هنوز از تو نیاموختیم چگونه با [...]


گاهِ اوج

Published on ۹:۳۰ ق.ظ

ماه رجب سلام بر تو ای زیباترین سلام برتو ای چراغ شبهای تاریک سلام بر تو ای آنکه چون شیر گوارایی، چون عسل شیرین و چون رود جاری… خود را در تو جاری خواهم ساخت و از لطافت تو بهره خواهم برد « بارخدایا تازه کن آن را برما به امنیت و ایمان و تندرستی [...]