غنیمت
پیری- جوانی چنین گفت روزی به پیری جوانی که چون است با پیریت زندگانی؟ بگفتا در این نامه حرفی است مبهم که معنیش جز وقت پیری ندانی تو به کز توانایی خویش گویی چه می پرسی از دوره ناتوانی متاعی که من رایگان دادم از کف تو گر میتوانی مده رایگانی
پیری- جوانی چنین گفت روزی به پیری جوانی که چون است با پیریت زندگانی؟ بگفتا در این نامه حرفی است مبهم که معنیش جز وقت پیری ندانی تو به کز توانایی خویش گویی چه می پرسی از دوره ناتوانی متاعی که من رایگان دادم از کف تو گر میتوانی مده رایگانی
ساقی بیار باده که ماه صیام رفت در ده قدح که موسم ناموس و نام رفت وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم عمری که بی حضور صراحی و جام رفت
خاطره غدیر اینک پیامبر در بازگشت از سفر خانه خداست پیغمبر از رسالت خود شاد و سربلند مسرور از رسالت انجام گشتهاش دریای بیکرانه قلبش ز موج شوق همواره در تلاطم و همواره در طپش عشق خدا فکنده به جانش شراره ها یاد خدا گرفته از او فرصت و مجال نام خدای داده به گفتار [...]
بشارت باد گرفتم ساغری از دست مستی تعالی الله، چه مستی و چه دستی بشارت باد خاصان حرم را که قصد کعبه دارد بت پرستی از دیوان امام خمینی
برای ملیکا که در طلوع سه سالگی میخواهد جشن «قل هوالله احد» بگیرد جشن «قل هوالله احد» گل الله صمد شکفته روی لباش غنچه «کفواً احد»
(بهانه دل) به یاد عرفه اینجا در این دشت هر سوی، آثاری و ردّ پای مهدی «عج» است فریاد یا مهدی در این صحرا بلند است چشم انتظاری درد جانسوزی است، مولا در انتظارت، صبح و شب تا کی نشستن؟ این چشم را در چشمه عشق تو شستیم در زمزم دیدار هم باید که این [...]
حدود ۱۵ روز است که در خدمت مادرم بودم، امروز که بعد از دو جلسه تعطیلی به کلاس رفتم دوستی یک هدیه زیبا بهم داد اونو در اینجا میگذارم تا شما هم ازش بهره ببرید: گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید گفتمش چون میکشی تصویر مردان [...]
خلق همه یکسره نهال خدایند هیچ نه بشکن ازاین نهال و نه برکَن دست خداوندِ باغِ خلق دراز است بر خسک و خار، همچو بر گُل و سوسن ناصرخسرو
چشمه سار علم (علامه طباطبایی) مرحبا بر همت و ایمان تو چشمه ها جوشیده است از جان تو ملحدان تعطیل شد بازارشان با ظهور منطق و برهان تو تشنگان علم را سیراب کرد چشمه سار پاک «المیزان» تو گشته روشن میهن خونین ما از فروغ فکر شاگردان تو عارفان آشنا با راز دین ریزه خوار [...]
من این نکته را گفته ام بارها که عشق است نیکوترین کارها بزن دست حاجت به دامان عشق که آسان شود بر تو دشوارها خوشا حال مستان جام الست زسر غافلان سرنگهدارها پیاپی به لب نغمه دوست دوست دمادم به دل شوق دیدارها ……. در رثای علامه طباطبایی شفق(ره)