دارم از همه چیز ناامید میشم. خیلی بده ، مگه نه. دلم گرفته خیلی هم گرفته. آرزوی یه جرعه( من یتّق الله…) دارم. آه ……کجا میشه پیداش کرد؟؟؟؟ چه جوری؟؟؟؟
Archive for آذر, ۱۳۸۶
سؤال سوم ابلیس: گیرم که خداوند بخاطر فایده ای مرا مکلف به معرفت و اطاعت خود کرد، چرا خداوند من را مکلّف به سجده بر آدم کرد؟ جواب: جواب آن بسیار روشن است. زیرا اگر خداوند تعالی او را امر به سجده کرد برای این بود که با امتثال امر خداوند عبودیت او کامل شود [...]
من این نکته را گفته ام بارها که عشق است نیکوترین کارها بزن دست حاجت به دامان عشق که آسان شود بر تو دشوارها خوشا حال مستان جام الست زسر غافلان سرنگهدارها پیاپی به لب نغمه دوست دوست دمادم به دل شوق دیدارها ……. در رثای علامه طباطبایی شفق(ره)
دلم، ایمانم و همه باورم را به مشبکهای ضریحت که پنجره های آسمانند گره زده ام یا علی بن موسی الرضا
چشمههای خروشان تو را میشناسند موجهای پریشان تو را میشناسند پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی ریگهای بیابان تو را میشناسند نام تو رخصت رویش است و طراوت زین سبب برگ و باران تو را میشناسند هم تو گلهای این باغ را میشناسی هم تمام شهیدان تو را میشناسند از نشابور بر موجی از «لا» [...]
این روزا سعی کنید کمتر نظر بدید چون با این ترافیک نظرات نمیرسم همش رو بخونم. شرمنده تون میشم.
ای رفیقان از شما جا مانده ام در کویر سینه تنها مانده ام گم شدم در ظلمت شبهای خویش مانده ام سرگشته در دنیای خویش یک بیابان ناله دارم در گلو آب تلخ گریه دارم در سبو من غریبم غربتم بی انتهاست سینه ام با درد غربت آشناست آتشی بودم که خاکستر شدم شعر غربت [...]