Archive for تیر, ۱۳۸۸



گپی با خدا

Published on ۴:۳۹ ب.ظ

تبریک خداجون روزفرستادن بزرگ ترین رحمتت رو تبریک میگم به همه آدمها که تو دوستشون داری و میخوای دستشونو بگیری تا تو این ددنیای بی سروته گُم نشن. اما نه خداجون با شرمندگی باید به خودمون تسلیت بگیم. میدونی چرا؟ چون بعضی وقتا اونقدر سرمون شلوغ میشه که یادمون میره حتی به اندازه یه وبلاگ [...]


من یک مادرم

Published on ۳:۰۱ ب.ظ

چه زیباست سرزدن غنچه زندگانی که می شکفد و مرا سرمست عطر دلاویزش می کند. بیا و پرهای لطیفت را به روی نور بگشا … بوی خوشت را در فضا بپراکن. دوستت دارم باورم کن.


Published on ۱۱:۰۶ ق.ظ

بچه ها من امتحان زبانمم را دادم. جانمی جان….


Published on ۳:۱۳ ب.ظ

رجب ماه آرزوها

Published on ۲:۴۴ ب.ظ

آزادگی ….یا من یعطی الکثیر بالقلیل….. آنکه در اوج بندگی سرود زیبای «أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ»رافریاد می‌کند آرزو دارم. این«إذْ» چه رمزها که در خود دارد!!


من یک مادرم

Published on ۹:۴۸ ق.ظ

چند سالی است درخت گلی کاشته ام، درحد توانم به آن رسیدگی کردم. بارها و بارها از آن خاری به دستم خلیده اما امید بارور شدنش لحظه ها را برایم زیبا و دردها را برایم شهد می ساخت …..


Published on ۲:۳۰ ب.ظ

کم کم داره صدای پات میاد. گرچه برام سختی اما من سختی هات رو هم دوست دارم. ای امتحانات آخر ترم….. لبخندی تقدیم تو وهمه اونایی که دوستت دارن.


«إنّ قومی لا یعلمون»

Published on ۱۱:۴۸ ب.ظ

آیا ما هم از قرآن دور شده ایم؟ چرا؟ و چه سخت است که راهی برای بیرون رفت غمها نیابیم….. فاطمه جان یوسفت را به یاریمان بخواه….


Published on ۳:۳۱ ق.ظ

در این روزها خیلی ها«Let’s fishing» را فریاد میکنند. بپا خودتو نبازی. بیچاره آنکه آب را گل آلود می کند و ناکام هم برمیگردد. قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا [١٨:١٠٣] بگو که آیا می‌خواهید شما را بر زیانکارترین مردم آگاه سازیم؟ الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا [١٨:١٠۴] (زیانکارترین مردم) [...]