خلاصه کتاب- ۱

ارسال شده در تاریخ چهارشنبه, اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۹۱

سیره انبیاء علیهم السلام

خلاصه کتاب
بخش اول:
حوادث جهان هستی از آن‌جا که بر اساس قانون علیت است، به هم مربوط و یک واقعیت است و اصل نظام حاکم بر جهان، حق و ربوبیت پروردگار است. باطل تنها چند صباحی می‌آید و بعد ریشه‌کن می‌شود (این‌جا می‌توان اشاره داشت به «رُبداً رابیاً») و نمونه‌ی عینی این حقِ ثابت و ماندنی، سلسله‌ی جلیله‌ی انبیا علیهم‌السلام هستند که از حضرت آدم (ع) شروع شده و در یک قوس صعودی به پیامبر خاتم، که خاتم‌المرسلین است، خاتمه یافته و مُهر مشک خورده‌است (ختامُهُ مشک).
و آنان‌که ماندنی هستند، همان رهروان حق، و هر آن کسی که با حق و معنویت حاکم ارتباطی دارد، می‌باشد. و بر طریق اولی کسانی‌اند که هم فرزندان ظاهری و هم معنوی رسولان الهی باشند، که «طوبی» از آن ایشان است (طوبی لهم و حسن مآب).
انبیا دارای مزایایی هستند که به ترتیب٬ انبیای بعدی علاوه بر این که مزایای انبیای پیشین را دارند، مزایایی اضافه هم دارند، که در نهایت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) مظهر تام جلوه حق هستند.
مزایای پیامبران یا مزایای عامه است که همه پیامبران آن را دارا هستند، یا مزایای خاصه است که هر پیغمبری واجد آن است، و یا مزایای زاید است که تنها خاص پیامبر ختمی‌مرتبت است.
مزایای رسول اکرم (ص) [دلایل افضلیت پیامبر اکرم (ص)]:
- حضرت مسیح بشارت داده به آمدن پیامبر آخرالزمان و همین بشارت نشان‌دهنده مزایای خاصه پیامبر اکرم است. زیرا اگر مزایا همان مزایای پیامبر قبلی باشد دیگر بشارت معنا ندارد.
- مقام و مرتبت هر پیامبری در کتاب او تجلی پیدا می‌کند، و همین‌که خداوند قرآن را هیمنه و سیطره و نفوذ علمی داده بر دیگر کتب خود، وجود عزیز پیامبر را نیز سیطره و هیمنه داده است بر دیگر پیامبران.
- بنا بر آیه‌ی کریمه‌ی «و لکن رسول‌الله و خاتم‌النبیین»، خاتمیت، هم خاتمیت زمانی و هم خاتمیت رتبی است در قوس صعودی. و همان طور که پیامبر خاتم سرسلسله انسان کامل است چون خاتم انبیا است، اوج رسالت و قله غایی آن نیز همان وجود عزیز است، زیرا او خاتم انبیاء است.
- بنا بر این‌که خداوند پیامبر اکرم (ص) را شهید و شاهد بر گواهان امم قرار داده‌است، معلوم می‌شود او شخصیت ممتازی است که نه در گذشته و نه در آینده، همانندی ندارد.


خلاصه کتاب

ارسال شده در تاریخ چهارشنبه, اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۹۱

یه کتاب خلاصه کردم نمیدونم خوب این کار رو انجا دادم یا نه؟ خلاص اش شده حدود ۱۸ صفحه. خودم از خوندنش خیلی لذت بردم. تصمیم گرفتم در حدود ۱۵ قسمت برای شما هم بگذارم تا مزه اش رو تجربه کنید.
کتاب از علامه جوادی آملی است که در باره سیره پیامبر صلی الله علیه و آله نوشته شده. اگر هم اهل اینجور بحثها نیستید٬ اگر وقت دارید لطفا بخونید و از اشکالات کارم منو با خبر کنید. قبلا از همه خوانندگان و مخصوصا نظر دهندگان تشکر می کنم.


ایمنی

ارسال شده در تاریخ چهارشنبه, اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۹۱

اگر لوله های گاز منزل شما نشتی داشت حتما در اولین فرصت و قبل از انجام هر کاری آن را اصلاح کنید زیرا …..
ممکن است با کوچکترین اتفاق همه چیز شما روی هوا باشد

در صورت تمایل نظر بدهید


علی

ارسال شده در تاریخ یکشنبه, اردیبهشت ۱۷م, ۱۳۹۱

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم به خدا قسم خدا را
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا
بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را
چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که میتواند که بسر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را
به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را
«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را»
ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا
شهریار


زنان فداکار صدر اسلام

ارسال شده در تاریخ جمعه, فروردین ۲۵م, ۱۳۹۱

فاطمه سلام الله علیها بانویی است که در جلالت و عظمت در میان زنان همتایی ندارد. پیامبر صلی لله علیه و آله در باره او فرمود:
«فاطمه سیده زنان عالم و و سیده زنان اهل بهشت است او پاره تن من می‌باشد هرکس او را اذیت کند مرا آزار داده و هرکس او را خوشحال کند مرا خوشحال کرده‌است….»
او در بخشی از خطبه پرشور خود در مسجد پیامبر در دفاع از امام و شوهر خود با فصاحت و شهامت تمام چنین فرمود: «شما خلافت را از مسیرش خارج کردید و حق مسلم مرا تضییع کردید٬ بخدا سوگند به خاطر این کار عاقبت بد و عذاب دردناکی در پیش دارید و زیانش به گردن همه شما خواهد بود »

 

(کلیه مطالب این قسمت از کتاب «سیمای زنان فداکار صدر اسلام» گرفته شده با تلخیص)

فاطمه

ارسال شده در تاریخ پنجشنبه, فروردین ۲۴م, ۱۳۹۱

چشمه چشمهای فاطمه پس از پیامبر همیشه جوشان بود و نیزار سینه سیناییش همیشه سوزان و خروشان. غم از بلندای پیشانیش و ابروان کمانی‌اش و دیدگان پرفروغ و سوگمندش و گونه های زرد رنگش می‌بارید . پس از پیامبر هیچ کس جز فرشته مرگ لبخند فاطمه را ندید.

او در سیمای مردم کوچه و بازار٬ امروز خود را و در خطوط چهره همسر و فرزندانش فردای تاریخ را می‌دید و حلقه واسطه این امروز و فردا در نگاه فاطمه٬ در نیم سوخته خانه‌اش بود که در آن روز از یاد نرفتنی با لگد ارتجاع عرب درهم شکست و اولین کسی که در پای این در افتاد فاطمه بود و کودکی که به دنیا نیامده از دنیا رفت.


قرآن ۳

ارسال شده در تاریخ چهارشنبه, فروردین ۲۳م, ۱۳۹۱

کسی که چیزی از قرآن در اندرونش نباشد همانند یک خانهِ خراب است.

(شاید گفتن‌ها مقدمه‌ای باشد برای شدن‌ها)


برای فرشته جون

ارسال شده در تاریخ چهارشنبه, فروردین ۲۳م, ۱۳۹۱

بیشترین نیاز امروز من همین است که فرستادی ممنونم.
کاش یه کم دعا هم چاشننیش میکردی تا موفق شوم.


عشق به روایت ملا احمد نراقی

ارسال شده در تاریخ چهارشنبه, فروردین ۲۳م, ۱۳۹۱

عشق بر هر دل که آتش برفروخت
خار سوداهای فاسد جمله سوخت
عشق، عاشق را زِ خود سازد تهی
پُر کند پس زان نگار هر گَهی
عشق جذاب است و چون در دل نشست
هم درِ دل را زِ غیر دوست بست
خیمه زد چون در دلت سلطان عشق
مُلک دل گردید شهرستان عشق
هم هوی زآنجا گریزد، هم هوس
جز یکی آنجا نیابی هیچ کس
آنچه او خواهد همی خواهی و بس
نی هوی باشد تو را و نی هوس
تا آنجا که می گوید:
گیرد اندر بزم اطمینان مقام
“فادخُلی فی جنتی” آید پیام

ملا احمد نراقی

«تشنه‌کامان را دریاب٬ الهی..»

 


انتظار امر ظهور

ارسال شده در تاریخ شنبه, فروردین ۱۲م, ۱۳۹۱

امام صادق (علیه السلام):
تَوَقَّعْ أمْرَ صَاحِبِکَ لَیْلَکَ وَنَهارَکَ.
شبانه‌روز منتظر ظهور مولایت باش.
Await your master’s Reappearance day and night.
بحارالأنوار، ج ۹۸، ص ۱۵۹